الشيخ رسول جعفريان
669
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
كه به عنوان ارتداد شناخته شده ظاهر گشت . در اين باره پس از اين توضيحاتى خواهيم داد . اينها مشكلاتى بود كه از ناحيهء قبايل اطراف مدينه و اعراب باديه نشين وجود داشت . از سوى ديگر ، در داخل مدينه و مكه مشكلاتى در ارتباط با وضعيت آتى دولت به چشم مىخورد . اكنون روايات اهل سنت - آن مقدار كه در جهت عقايد خاص اين فرقه است - به گونهاى به حكايت از وضعيت سياسى سالهاى آخر حيات رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىپردازد كه گويى هيچ كس ، اعم از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، خاندان او ، صحابه و تمامى كسانى كه به نحوى درگير اين تحول بودهاند كمترين سخنى دربارهء آينده اين دولت و امر جانشينى نگفتهاند . « 1 » فقط حكايت كردهاند كه ابوبكر در وقت مرگ گفت : اى كاش در اين باره از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم سؤال كرده بودم ؟ ! « 2 » بعيد مىنمايد كه كسى جانشينى را ، مطرح نكرده باشد . فرض ديگر ، سخن شيعه است كه مسأله كاملًا روشن بوده و بنا به نقل ابن اسحاق : عامهء مهاجران و تمامى انصار هيچ ترديدى نداشتهاند كه پس از رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، على عليه السلام صاحب « امر » خواهد بود . « 3 » آنچه مسلم است اين كه رقابتهاى آشكار و پنهانى در جريان بوده و از قضا ، چهرههاى شاخص صحابه ، همه در انديشهء اين امر بودهاند . پيش از اشاره به برخى از مسائل اين دوره ، مناسب است برخورد يكى از قبايل را با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، در سالهاى دوران مكه بيان كنيم . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نزد بنى عامربن صعصعه آمد و آنان را به اسلام فراخواند . يكى از آنان به آن حضرت عرض كرد : اگر ما از تو پيروى كرديم و آنگاه خداوند تو را بر مخالفانت پيروز كرد ، آيا اين « امر » پس از تو ، از آن ما خواهد بود ؟ ( أيكون لنا الامر من بعدك ؟ ) آن حضرت پاسخ داد : الأمر الى اللَّه يضعه حيث يشاء ؛ اين امر در دست خداوند است آن را هرجا كه بخواهد قرار خواهد داد . « 4 » بدين ترتيب بايد گفت برخى قبايل مانند بنى عامر از همان دوران بعثت در انديشهء جانشينى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بودهاند . در اين صورت چگونه ممكن است در طول دورهء ده ساله هجرت ، هيچ كس در اين باره سؤالى نكرده و يا آن حضرت چيزى نفرموده باشد . اين امر
--> ( 1 ) . بگذريم از آن كه بعدهاجاعلان حديث كه على رغم همه نقلهاى تاريخى داير بر امامت اهل بيت ، كه منكر نص از رسول خدا ( ص ) دربارهء امامت بودند ، احاديثى دربارهء خلافت ابوبكر و ديگران ساختند و پرداختند نك : الغدير ، ج 5 بحث : سلسلة الموضوعات فى الخلافه ، صص 333 - 356 ؛ دربارهء ادله نفى صحت اين احاديث نك : صص 357 - 375 ( 2 ) . تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 431 ( 3 ) . الموفقيات ، ص 580 ؛ شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 2 ، ص 273 ( 4 ) . تاريخ الطبرى ، ج 2 ، ص 350